تبليغاتX
كنج

           

از این 88 خیلی خوشم میاد..هم خوش قواره ست و هم خوش آوا و هم قابل خاطر سپاری برای من که دائم 87 رو با 78 قاطی می کردم..

فکر کنم روزهای پاپیونی در پیش خواهم داشت..

سالی که گذشت ( در حال گذاره) برای من رابطه غیر قابل انتزاعی با  دوسال قبلش داشت..زندگی من در این سه سال به شکل خاصی در هم تنیده شد..

از سال 85 شروع شد و تا امروز هم ادامه داره و می دونم که حالا حالاها ادامه خواهد داشت.

این سه سال هر لحظه ش برای من آزمون شجاعت و دانایی بود..که گاهی خوب بود و گاهی با یه شحاعت اغراق آمیزاحمقانه، گند اساسی به همه کارهام می زدم..فهمیدم در این سالها که خداوندگار از دست دادن فرصت های طلایی هستم که ناشی از تنبلی ذاتی من می شه.

سالهای سفر و گشت و گذار بود..چه در کنار خانواده و چه به همراه دوستان ..تقریبا هیچ فرصتی رو برای سفر از دست ندادم مگر یکی یا دوتا

دوستان مهربانی پیدا کردم که از بودن در کنارشون لذت می برم.. این سالها با دوستانی آشنا شدم که قبل از دیدنشون چنان بعد مسافتی بین ما کور شد که انگار دریک کشور و شهر زندگی می کنیم..اولین قدمها عکاسی رو تاتی تاتی برداشتم و به خودم قول دادم که امسال جدی تر بگیرمش..

دیشب نشستم برای خودم یک لیست بلند بالا از اهداف کوتاه مدت و بلند مدتم تهیه کردم که حتی اگه یکی دوتاش هم عملی بشه واقعا شاهکار زدم..

دکوراسیون اتاقم رو تغییر دادم و البته دکوراسیون خودم رو..

امسال سر و کله یه موش تو زندگیم پیدا شد که شنیدم این اواخر بدجوری کله شده..

سوم تا هفتم فروردین میرم سفر بازهم..برای هفته سوم فروردین هم سفری خواهم داشت باز هم..

زندگی من در این سه سال رسیدن به یک نقطه تعادل بود که تمام تلاشم برای به هم نخوردن این تعاله..

از اونجایی که موقع سال تحویل آدم به آدم می رسه اما مسیج به آدم نمی رسه از همینجا سال نو رو به همه شما عزیزانم تبریک می گم.. روزهای بسیار خوبی در پیش داشته باشید..

+ نوشته شده در  جمعه سی ام اسفند 1387ساعت 14:13  توسط سعيده امين  | 

اگرخوش شانس باشیم و تا ساعت 3 بعد از ظهر روز جمعه 30 اسفند اتفاق جدیدی نیافته می تونم بگم که مرگ امید رضا میر صیافی آخرین تراژدی دموکراسی در سال 87 است..

طی دو هفته اخیر این دومین بلاگری است که در زمان بازداشت به نحوی از دنیا رفته اند.

جالب اینجاست که خبر فوت امید رضا رو حسام فیروزی پزشک زندان اوین به دادخواه وکیلش داده است..چقدر غم انگیز است که این تراژدی دامن پزشکی رو  آلوده کرده که الان مدتیه که به اتهام نامعلومی هم زنجیر بیماران سابقش شده است..

دوست داشتم این حضرات  بوق چی صدا و سیما که از قضا رفاقت نزدیکی هم با جماعت زندان بان دارند و هر سال جنایات ساواک رو از طریق سریال های آبکی در بوق و کرنا می کنند یه نیم نگاهی به سوراخی های زندان اوین و رجایی شهر و غیره بیاندازند.. دست مایه های جدید و بکری برای سوژه های سریال های خود پیدا خواهند کرد..

نمی خواستم این آخرین پست سال 87 من عصبانی باشه پس تصمیم گرفتم فردا یه پست هفت سین جداگانه اینجا بنویسم..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 15:48  توسط سعيده امين  | 

رفتار خاتمی بعد از نامزدی موسوی شوک آور بود..انصراف از کاندیداتوری آن هم بعد از سفر انتخاباتی قطعا تصمیم سختی برای خاتمی بود که علی رغم انتقادات شدید من به او، آن را کاملا شجاعانه و مردانه می دانم ( اینجا منظورم برتری جنسیتی نیست..ویژگی هایی که به مردانگی شهرت دارند).

تا الان که اینجا نشستم و این پست رو می نویسم خاتمی هنوز بیانیه ای صادر نکرده است..جمهوریت خبر داد که خاتمی بزودی بیانیه خودش را برای اعلام دلایل انصراف صادر می کند.

با این وجود همانند انتخابات خرداد 76 ،پیش بینی انتخابات امسال هم بسیار دشوار است. اینکه از بین موسوی و کروبی کدامیک برای رسیدن به ائتلاف اصلاح طلبان کنار می کشند؟

دوست داشتم پشت همه این رفتار متناقض و در ظاهر برنامه ریزی نشده اصلاح طلبان یک اتاق فکر برای جلوگیری از انتخاب مجدد احمدی نژاد وجود داشت.. با ورود میرحسین به رقابت های انتخاباتی و البته رفتار شتابزده خاتمی( به عقیده من بسیار هم شتابزده) به نظر می رسد هنوز جبهه اصلاح طلبان از یک عملکرد قوی تشکیلاتی رنج می برد. هنوز رفتار حزبی تعریف نشده و هنوز سیاست معنای پیچیده، غیر قابل پیش بینی و البته فشل خود را در ایران دارد.

* تحلیل حسین قاضیان از رفتار خاتمی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 16:49  توسط سعيده امين  | 

موسوی آمد.. این پست من به دلیل این آمدن نیست..این برای سرگیجه ای است که آمدن موسوی این روزها در جبهه ی اصلاح طلبان انداخته است.. بعضی ها در جبهه اصلاح طلبان و اصولگرایان ذوق زده شده اند..

در جبهه اصلاح طلبان آنهایی که خاتمی در طول 8 سال آب پاکی کم درایتی، بی بخاری و مماشات با محافظه کاران سرسخت را روی دست اصلاح طلبان ریخته است و در جبهه اصولگرایان، آنهایی که خونشان از خودسری های احمدی نژاد جوش آمده است.

ستاد تبلیغات خاتمی هم که در ابتدا از این آمدن حیران شده بود تصمیم گرفت که خاتمی علی رغم گفته اولیه اش که یا من می آیم یا میرحسین ، محکم تر از قبل بماند و دور دوم سفر انتخاباتی خود را طرح ریزی کند..( چه کسی گفته حرف مرد یکی است؟)

این آمدن بدون شک هرگز دوم خرداد را تکرار نخواهد کرد.حتی اگر خود خاتمی هم بیاید دوم خرداد تکرار نخواهد شد..

این آمدن فقط  آرای بخشی از اصولگرایان را که از روی اجبار به  صندوق احمدی نژاد ریخته خواهد شد را می شکند..به هر حال هر چه باشد ریشه موسوی و احمدی نژاد از یک خاک روییده است.. طرح مهرورزی به مستضعفان که شعار اصلی گروه چپ قدیم و جدید است..حنای ساده زیستی عوام فریبانه که مردم را در دوره احمدی نژاد  فریب داد دیگررنگی ندارد.

این آمدن فقط بخشی از اصلاح طلبان را که از خاتمی و طرفداران مشارکتی اش قهر کرده و بی خیالی را طی کرده اند را دوباره برای رای دادن وسوسه می کند..

این آمدن چنان برای طرفداران خاتمی گران آمد که فرش قرمزی برایش پهن نکردند..

موسوی هنوز محبوبیت خاتمی را ندارد.. تمایل به همگرایی با موتلفه و محافظه کاران بازاری را هم ندارد..مغرور تر از آن است که در خانه اصلاح طلبان را بکوبد و بگوید: به من رای دهید..

گرچه شرط و شروطی را که دوره قبل گذاشته بود را هم برداشته اما میرحسین آنقدر غد و یکدنده هست که آمدنش را نه ازقبل دعوت خاتمی که از روی احساس تکلیف معنا کند..

موسوی مرد ائتلاف نیست.. اما باید دید آنقدر فداکار هست که به خاطر نجات کابینه بعدی از احمدی نژادیسم با خاتمی دست دوستی بدهد..؟

اما نکته آخر! آیا خاتمی حاضر است برای جلوگیری از سرخوردگی مردم، بیشتر از این که هست، خود را از صحنه کنار بکشد؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 15:12  توسط سعيده امين  | 

                      

خوشم میاد که بچه های میدان اینقدر برای برگزاری مراسم 8 مارس دقیق عمل می کنند.

نه به نوبنیادگرایی محور اصلی برنامه های مراسم 8 مارس امساله..الان که دارم این پست رو مینویسم چند دقیقه از روز 8 مارس گذشته..همه بچه ها بیدارند و خیلی جدی و بی وقفه کار می کنند..

خودمم دارم یک گزارش در رابطه با آنچه که امسال بر زنان ایران گذشت آماده می کنم..مرور این یک سال برای خودمم بسیار آموزنده بود..جنبش زنان ایران در این یکسال قدمهای زیادی رو به جلو برداشتند هر چند در مواردی مجبور به عقب نشینی شدند..

امروز برای بعضی از زنان مهمتر از سایر زنان در دنیاست.. من 8 مارس رو به تمام زنانی که وبلاگ منو می خونند،زنان گروه میدان ، جنبش زنان ایران و زنان دنیا تبریک می گم ..

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 0:13  توسط سعيده امين  | 

توی این هفته 7 تا فیلم دیدم.. بهترینش آخرین تانگو در پاریس بود..گرچه سالها قبل دیده بودمش..

دوباره فیلم هوای ماسوله رو کرده..
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 23:1  توسط سعيده امين  | 




امروز برای تهیه گزارش از سخنرانی میرحسین موسوی رفته بودم دانشگاه تهران..حرف های تندی زد که ملت کف کرده بودند..تازه به این نتیجه رسیدم که ارزشش رو داره آدم یه 20 سالی برای گفتن حتی یه جمله خوب سکوت کنه.. تقریبا هر جمله ای که می گفت حضار براش کف می زدن، هورا می کشیدند و زنده باد حواله می کردند..

در کل میر حسین یک جمع بندی از دیدگاههاش رو در باره روحانیت،اقتصاد،رابطه با آمریکا و در نهایت فلسطین ارائه داد..

درباره اقتصاد گفت که طرفدار خصوصی سازیه اما نه سودا گری..راستش به نظر نمیاد که رییس چپ ترین کابینه انقلاب , بعد از 20 سال همچنان دیدگاهش رو نسبت به اقتصاد تغییر داده باشه..من تصور می کنم که میرحسین همچنان مدافع اقتصاد دولتیه شاید کمی متعادل تر اما جوهر همونه

درباره رابطه با آمریکا گفت که مردم ایران نمی خواهند به ابرقدرت ها باج بدهند اما دلشان هم نمی خواهد که بی جهت دنیا رو علیه خودشان تحریک کنند..باز هم فکر می کنم ایشون هم برای نشستن پای میزمذاکره پیش شرط بذارند..

در مورد روحانیت صریحا گفت که نباید روحانیت دولتی و متاثر از حاکمیت شود..

در مورد فلسطین گفت که نباید فقط به عزت مردم غزه، حماس و حزب ا.. فکر کنیم و عزت مردم ایران رو نادیده بگیریم..اینو که گفت حضار چند دقیقا براش کف و سوت زدند..

بعدشم یه جمله ای گفت که صاف خورد تو صورت احمدی نژاد..نباید صدقه بگذاریم کف دست مردم و بعد همه چی رو از آنها مخفی کنیم و باز هم بعد بگوییم که ساکت باشند.. سالن منفجر شد بعد از این جملات..

خلاصه باید ببینیم که بازخورد این سخنان کجا روی سر میر حسین موسوی آوار می شه..

گزارش کامل رو بعد از چاپ در روزنامه میذارم اینجا

پی نوشت: شنیدم چند تا آدم بیمار توی وبلاگستان با اسامی جعلی و البته آشنا برای این و اون کامنت های توهین آمیز میذارن..البته ترکشش به منم اصابت کرد..اما در کل وقتی با یه کامنت عجیب و غریب به اسم دوستانتون برخورد کردید فکر بد نکنید

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 22:52  توسط سعيده امين  | 

                            

Directed by Peter Flinth

آرن رو دیدم سرانجام!! از اون فیلمای دوران جنگ های صلیبی بود که گرچه سکانس هایی از درگیری شوالیه ها و لشکر مسلمانان رو داشت اما در اصلی فیلمی کاملا رمانتیک بود..

آرن پسر باهوش و با استعداد آلمانی و دانمارکی بود که به خاطر نجات از یه حادثه توسط مادرش به کلیسا نذر شد..

آرن در کلیسا تحت تعلیم برادر ژیلبر قرار گرفت که به اون انگلیسی،سوارکاری و شمیربازی یاد داد.

آرن وقتی جوان خوشتیپ و جذابی در لباس کشیش های کاتولیک شد غفلتا عاشق دختری از یه سرزمین دیگه شد و البته کار به جاهای باریک کشید..کلیسا فهمید و آرن رو به عنوان شوالیه به سرزمین مقدس (اورشلیم) و سیسیلیا رو به صومعه تبعید کرد..

پسر سیسیلیا بعد از تولد از مادرش توسط راهبه عقده ای پیر کلیسا جدا شد.. آرن با صلاح الدین ایوبی که در این فیلم بسیار جذاب، خشن و البته راستگو و قابل اعتماد به تصویر کشیده شده بود دوست شد چون جون ایشونو از دست راهزنان نجات داده بود!!!!!(عجبا)

صلاح الدین هم به پاس این لطف به آرن گرای حمله قریب الوقوع سپاهیان اسلام به اورشلیم  رو داد.!!!

خوب آرن به واسطه این اطلاعات ریاست سپاه صلیبیون رو بر عهده گرفت و بعد از پیروزی مابقی دوران تبعید به او بخشیده شد..

صرف نظر از تحریف های من درآوردی تاریخ در این فیلم،تعامل دوگانه کلیسا به عنوان مظهر فاسد شده مسیحیت به خوبی به تصویر کشیده شده بود.. همکاری با پادشاه غاصب و تبدیل شدن به تیول داران ردا پوش در فریم به فریم این فیلم قابل درک است.. تصمیمات بزرگ و نابود کننده اسقف اعظم برای رعیت های بیچاره و گریزناپذیری از آن مرا تا حد زیاد یاد وضعیت خودمان در این سالها می اندازد..

زمان فیلم 139 دقیقه و محصول مشترک آلمان،سوئد،انگلستان،دانمارک،نروژ و فنلاند است.. تم مبارز با بنیادگرایی در این فیلم نقطه قوت و البته سکته در روایت و روند کند و طولانی آن هم نقطه ضعف از نظر من است..

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 21:2  توسط سعيده امين  | 

از این کانال بی بی سی فارسی خیلی خوشمان آمده است..کمتر برنامه هاشو پیگیری می کردم اما دو روز پیش مستند نسبتا بی طرفانه ای از فرایند انقلاب اسلامی ایران(نامگذاری انقلاب با تعاریف استاندارد علم سیاسی برای تحولی که در سال 1357 روی داد، جایز نیست) پخش کرد که توجه منو به این شبکه نوپا جلب کرد..

اما جذاب ترین بخش این مستند گفتگو با ابراهیم یزدی بود که به طور غیر رسمی سخنگوی آیت ا.. خمینی در نوفل و شاتو شده بود.. یزدی در این مصاحبه صراحتا تاکید کرد که آقای خمینی حدود 300 مصاحبه با رسانه ها در مدت اقامتش در نوفل و شاتو داشت که در هیچ کدام حتی یک کلمه در رابطه با ولایت فقیه عنوان نکرده بود..حتی یک کلمه!!

گمونم آقای یزدی قصد داشت اعلام کند که حکومتی کردن تئوری ولایت فقیه مد نظر خمینی نبوده و بعدها این پدیده لابه لای قانون اساسی جا سازی شده است..

نمی دونم کجا می شه این مستند رو دانلود کرد به هر حال دیدنش خیلی مفید است..

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 21:55  توسط سعيده امين  |