تبليغاتX
كنج


                 
  

گلویم درد می کند..انگارمدتهاست انتظار یک سرماخوردگی سخت را می کشم اما لفتش می دهد..نمی آید زمین گیرم کند بعد برود و خلاااص..انگار چیزی مثل بغض گوشه گلویم گیر کرده است..شایدم حرف های نگفته ام..

کتاب برف نوشته عطاءالله مهاجرانی را خواندم..نگه ش داشته بودم تا وقتی اولین بلورهای برف روی صورتم بنشیند..سرما را در آن کتاب حس کردم..وقتی کتاب را دست گرفتم دردمای پایین بی نظیر اتاقم، تمام کلمه کلمه این داستان را فهمیدم آنقدر که نوک دماغم و سرانگشتان دست و پایم یخ زد..چقدر دلم می خواست جای زیبا باشم که وقتی در پنجره را باز می کنم کنار دستم آتشدانی هیزمی را هم داشته باشم..دلم هوای خانه گرم و عاشقانه علی و زیبا وسط آن همه برف و سرما را کرد..

به دوستی گفتم تا وقتی که برف ببارد قلب من همینطور یخ زده است تا وقتی که بیاید و مرا از درون گرم کند..در این دانه های برف گرمایی را حس می کنم که آفتاب وسط تیر هم از آن عاجز است..

امروز صفحه بندی فصلنامه ام را تمام کردم..این روزها خیلی وقتم را می گرفت چون برای پیدا کردن عکسهایش خیلی سرچ کردم..در کنارش قلم زدن و عکاسی برای یک ماهنامه را که با کمک دوستانم تهیه می کنیم را هم چاشنی اش کنید..بعد هم این وسط هوس کتاب خواندن به سرم زد و کتابهای خوانده و نخوانده ام را ریختم وسط..

عذاب وجدان بدی دارم..فکر می کنم قدر خوشبختی ام را نمی دانم..اینکه روزی دهها بمب روی سرم نمی بارد به جای برف..اینکه یادم رفته است که در گوشه ای از این دنیا جنگ احتمال بودن و نبودن انسانها را به ثانیه ای تقلیل داده است..پدر مهربانم می گوید نگو جنگ بگو کشتار..این چه جنگی است که حتی یک جنگنده یا هلی کوپتر زمین نخورده است..از شدت خشم سراسر سالن را هی قدم می زند..

خانواده ام انتظار یه مهمان کوچول جدید رامی کشند.. موجودی کوچولو که هنوز 4 هفته اش هم نشده است..مامانش ( خواهرم) می گوید حق نداری ماچش کنی تا وقتی یه قاب عکس پرتره ژیگولانس به نی نی کوچولو هدیه بدهی..الهی.... :*

ماموت عزیزم دیدی روزمره های دوستت چقدر ساده است؟ خوشحالم که هیچ چیز در این دنیا نمی تواند تو را بشکند..

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 13:28  توسط سعيده امين  | 

                      

در من زنی میان برزخی به انتظار روزنی نشسته است..در انتهای باران

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 22:39  توسط سعيده امين  | 

بعد از اینکه این روزنامه اقدام به چاپ بخشی از بیانیه دفتر تحکیم وحدت در خصوص انتقاد به حماس و اسرائیل کرد روزنامه کیهان در بخش ستون ویژه خود مطلبی با عنوان اینکه " اینجا رادیو اسرائیل است ! صدای ما را از دفتر تحکیم وحدت می شنوید" چاب کرد که در انتهای آن اشاره شده:

روزنامه اصلاح طلب کارگزاران بیانیه این گروه خودباخته را که با اظهارات رسمی مقام های صهیونیست انطباق کامل دارد بدون هرگونه تعریض و توضیحی در شماره روز گذشته خود درج کرده است..

که ترجمه آن می شود: توقیف ابدی توسط هیئت نظارت بر مطبوعات

از طرفی یک منبع آگاه در روزنامه کارگزاران هم خبر داد که بسیج دانشجویی ( نمی دونن کجا) تهدید کرده که بزرودی به دفتر روزنامه کارگزاران حمله کرده . آنجا را به آتش خواهند کشید.

از طرفی هم یک سری دانشجویان نابغه بسیجی به سفارت انگلیس در باغ قلهک حمله کرده اند..ظاهرا بالا رفتن از دیوار سفارت و درب و داغان کردن حیثیت دیپلماتیک به تفریحات فان بخشی از دانشجویان عزیز بدل شده است.

دارم فکر می کنم دیگه روزنامه ای باقی مانده !!!!

بیانیه دفتر تحکیم وحدت در مورد حوادث غزه

بخشی از بیانیه که کارگزاران رو به تعطیلی کشاند..

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 19:19  توسط سعيده امين  | 

مرثیه ای برای دوسالانه عکاسی

                                                                                                                                                 

قبل از اینکه گالری آنلاین دوسالانه عکس رو ببینم فکر می کردم که اونقدر عکاس نشدم که برای این دوسالانه عکس بفرستم..انتظار نداشتم عکس های من در کنار آثاربهترین های این هنر قرار بگیرد..اما وقتی عکسهای پذیرفته شده توسط داوران رو دیدم به خودم خندیدم و البته به اینهمه رشد و نبوغ در تاریخ عکاسی دو ساله اخیر..کلی با دوستم گالری رو بالا و پایین کردیم ..خندیدیم..ناسزا گفتیم و...

تعجب کردم از سلیقه داوران برای گردآوری مجموعه ای از عکس های بی کیفیت، مشکل دار و سطح پایین در نمایشگاهی به نام دوسالانه عکاسی که برای خودش زمانی جایگاهی داشت..حیران ماندم از اصرار داوران برای چپاندن تعدادی ثبت (نه عکس) در فرایند عکاسی به نام پدیده دهان پر کن عکاسی خلاقه!!!

این عکاسی خلاقه برای خودش تعاریفی دارد اما اخیرا هر عکسی که به نوعی گند خورده است قل می خورد در رده های عکاسی خلاقه،مفهومی و انتزاعی..

خوشحالم که عکس نفرستادم..ترجیح می دهم عکاس نامیده نشوم اگر قرار است چند فرد معین برای در فضای مافیایی فعلی نقش پدرخوانده را برای هنر عکاسی ایران بازی کنند و شعار "هر که با ما نیست بر ماست"  را عملی کنند..

پی نوشت: این انتقاد من به داوری عکس هاست نه عکاسان محترم شرکت کننده در دوسالانه..بدون شک عکس های خوب به تعداد (معدود) در این مجموعه وجود دارد..

اثری از سینا رحمتی

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 19:57  توسط سعيده امين  | 

مرحوم نوسترا داموس2

http://www.harvardsquarelibrary.org/cfs/images/Huntington_Samuel.jpg

ساموئل هانگتینگتون مرد..همان که نظریه برخورد تمدنها رو کشف کرد و وقتی خاتمی درسال 86 رییس جمهور شد در مقابلش نظریه گفتگوی تمدن ها رو اختراع کرد..خاطرم هست آن روزها این عنوان به خاتمی خیلی اعتبار و وجهه صلح طلبی در برابر نظریه پردازی مثل هانتینگتون داد..خاتمی در آن روزها پرچم گفتگوی تمدن ها را در مخالفت با آرای هانتینگتون در دست گرفت و یک به یک کشورهای غربی را گز کرد که صد البته هم از او استقبال شد..گرچه خاتمی هرگز نتوانست برای این عنوان پرطمطراق متن شایسته ای بنویسد که بشود اسم آن را نظریه گذاشت..اما یک مرکز بین المللی ژیگولانس برایش تاسیس کرد تا یاد و خاطره آن همواره بر ذهن ملت ایران باقی بماند..

از بد روزگار نظریه هانتینگتون یه به عبارتی پیشگویی هایش دارد درست از آب در می آید..( یک سری از تئوریسین ها هم بد به او توپیدند)..هر آنچه که مربوط به نضج گرفتن تفکری در آسیا(آسیای شرقی و خاورمیانه) ،آمریکای لاتین و آفریقا بود که می خواهد موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهند و خواهان انحطاط!!! تمدن غرب است..نمونه اش را در جنگ های دهه های  اخیر خاورمیانه، آسیای شرقی، کره شمالی و حتی آفریقا شاهد بودیم..آمریکای جنوبی هم که برای خودش داستانی شده است.. گفتگوی تمدن های آقای خاتمی هم در حد همان ساختمان نسبتا ژیگول خیابان ولیعصر(شمالی) باقی مانده است..نوسترا داموس قرن بیست و یکم هم اکسپایر شد..

یه مختصر اطلاعات در مورد هانتینگتون..اگه رفرنس بهتری پیدا کردم می ذارم اینجا

* پی نوشت: این نوسترا داموس یه نامگذاری در راستای ارادت شخصیه

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 15:3  توسط سعيده امين  | 

غزه قربانی حماس

موشک بازی حماس و اسرائیل شروع شد و ظاهرا حالا حالا ها ادامه خواهد داشت. حماس با پرتاب موشک و راکت به سمت شهرک های یهودی نشین بعد از پایان آتش بس 6 ماهه جنگی را آغاز کرد که بیشترین تلفاتش از جانب فلسطینیان ساکن غزه است.

امروز بمب افکن های اف-16 اسرائیلی با پرتاب 20 موشک به غزه حدود 140 کشته و صدها زخمی به جای گذاشت که معتقدم طرفین درگیری ها باید در برابر این همه جانی که گرفته اند پاسخگو باشند.

حماس برای اختلال در روند صلح خاورمیانه و برای ارائه چهره مظلومانه در جهان ،نظامیان اسرائیل را تحریک می کند بدون اینکه پشیزی برای جان مردم غزه قائل باشد و اسرائیل وحشیانه حمله می کند.

آنوقت ما اینجا از چه کسی حمایت می کنیم؟ سیاست های قدرت طلبانه و جنگ طلبانه حماس ؟ خشم برانگیز نیست؟

*پی نوشت : اینکه من حماس رو مسئول این کشتار می دونم به هیچ وجه به معنای نادیده گرفتن جنایت های اسرائیل نیست..از نظر من در این قائله حماس همانقدر جنایتکار است که اسرائیل

بد نیست بخوانید اینجا را

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 20:0  توسط سعيده امين  | 

درس معلم گر بود زمزمه محبتی..

                            

                                                                                                                                     Photo By Me 

برای گزارش از یک مدرسه به دبیرستان دخترانه ای در حوالی قیطریه رفتم..یک خیر مدرسه ساز این ساختمان عظیم و مجهز رو به آموزش و پرورش هدیه کرده است..علی رغم اینکه می دانستم شانس کمی برای عکاسی دارم دوربینم( امیر ارسلان نامدار) رو هم با خودم بردم و چه خوب شد که بردم چون صحنه های خوبی به چنگ آوردم..

وقتی قدم به مدرسه و اتاق دبیران گذاشتم یک چیزی ته قلب من فشرده شد..کمی آنجا نشستم و رفت و آمد بچه ها به دفتر و نوع ارتباط آنها با مدیر و معاونین و دبیران را تماشا کردم..دلم تنگ شده بود برای دوران دبیرستان خودم..همان دوران ترد و شکننده ی گذار از نوجوانی به جوانی..حس بزرگ شدن،نزدیک شدن به آستانه انتخاب،انتخاب رشته دانشگاهی ، کار و یا ازدواج، سرخوش بودیم و سعی می کردیم آخرین مقطع تحصیلی را به خودمان بد نگذرانیم..خیلی خوب بود و عمیقا هوس کردم که به آن دوران برگردم..شاید بعضی از انتخاب هایم را تغییر می دادم..

اما در این مدرسه و به طور کل درروزگار این دختران چیزهایی وجود دارد که به شدت حسادت برانگیز است..آنهم بالا رفتن آستانه تحمل اولیاء مدرسه، عمق گرفتن صمیمیت ها و آزادی دختران در فضای مدرسه بود..چیزی که در دوران خودم بسیار کمرنگ بود و گاهی اصلا وجود نداشت..تمام دانش آموزان اغلب با اسم کوچک نامیده می شوند..سر کردن مقنعه در محیط مدرسه کاملا اختیاری است به شرط آنکه مقنعه دم دست دانش آموزان باشد..موقع عکاسی معاون مدرسه اعلام کرد که بچه ها مقنعه هایشان را سر کنند ..به نظرم محیط مدرسه بسیار فرحبخش و دلچسب آمد..من هیچ خشم عتابی از جانب هیچ معاون و یا دبیری ندیدم..کلمه عزیزم به پشت اسم همه دانش آموزان چسبیده بود..موضع تحکم وجود داشت اما آهنگ دلسوزانه آن کاملا به گوش می رسید.. ووو

اما در روزگار ما..برخورد مدیران با دختران کاملا از موضع بالا بود، معلم پرورشی گاهی مثل یک جاسوس عمل می کرد و با نزدیک شدن به بعضی از دختران گرای آنها را به مدیر و معاونین می داد..به محض ورود به مدرسه سه مامور مستقر در جلوی در مدرسه کیفهایمان را می گشتند تا خدای نکرده رژ لب و یا آیینه پیدا کنند..هیچ آینه ای در مدرسه یافت نمی شد..خاطرم هست یکی از همکلاسی هایم یک روش بامزه برای رفع کمبود آینه اختراع کرده بود..یک فویل صاف و تا نخورده را همیشه لای کتاب با خودش می آورد و هر از چندگاهی همه ما از آن مستفیض می شدیم..بعضی روزها معاون مدرسه به طور غیر منتظره وارد کلاس می شد و در را می بست و بعد با صدای محکم می گفت: ناخن ها روی میز..با اینکه همیشه ناخن هایم کوتاه و مرتب بود اما همیشه از این حرکت خانم نادری اضطراب وحشتناکی می گرفتم..یعنی همه می گرفتیم..وقتی فکرش را می کنم که ما چه مصائبی را در این سالها به شوخی و خنده برگزار می کردیم از خودم خوشم می آید..

محال بود هفته ای بگذرد و درگیری بین یک دانش آموز و دبیر صورت نگیرد..بعضی دبیران ازهیچ راهی برای تحقیر کردن دختران دریغ نمی کردند.. جرقه حسد را در چشم بعضی از آنها می شد دید..البته همیشه دبیران خوب،دلسوزو صمیمی این وسط پادرمیانی می کردند و همه چیز به خوبی می گذشت..با این وجود دلم برای آن روزها تنگ شده ..دلم روزهای دانشگاه را نمی خواهد اما دبیرستان را چرا..دلتنگشم اساسی


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 10:46  توسط سعيده امين  |