رکاب بزن خواهرم!
در وجود هر آدمی تمایلاتی وجود دارد که جنسیت و مذهب در اون تعیین کننده نیست.. می توان از ورزش به عنوان یکی از تمایلات عمومی نام برد.. اولین بار فائزه هاشمی بحث دوچرخه سواری زنان رو مطرح کرد و البته مخالفت های زیادی هم با این مقوله شد..اما همان زمان در سال 1374 با افتتاح پیست دوچرخه سواری چیتگر شرایطی فراهم شد که زنان بتوانند دور از چشم کنجکاو مردان در محیط های محصور به دوچرخه سواری بپردازند.من هم یکی از دوچرخه سواران پرو پا قرص این پیست شدم..خاطرم هست که به مرور به خاطر فضای کم و البته شیب و پیچ های خطرناک ، پیست بانوان برای مدت کوتاهی بسته شد و اینجا بود که المان های شهرسازی ناخواسته به خدمت ارتقاء فرهنگ دوچرخه سواری در آمده ودرفاصله تعمیر این پیست، دوچرخه سواری زنان به فضای مردانه از جمله پیست های سرعت و استقامت کشیده شد.. با شکستن محدوده تعیین شده هم دوچرخه سواری شیرین تر شد و هم چشم مردان به این مانور حرکتی زنان عادت کرد..
حالا یکی از بزرگترین پیست های دوچرخه سواری خاور میانه در حوالی چیتگر قرار دارد..در اینجا دوچرخه سواری زنان هم مانند مردان به یک تحرک ترافیکی و رفتار شهروندی عادی تبدیل شده است..
علی رغم تمام مقاومت هایی که در خصوص دوچرخه سواری بانوان ایجاد شد این ورزش مفرح به سرعت درمنطقه غرب وشمال غربی تهران ریشه دار شد..دیگر حتی دوچرخه سواری زنان چادر به سر هم در چشم شهروندان غیر عادی و مضحک به نظر نمی رسد..
بخصوص این قسمتش رو؛
-تمام آن چیزهایی که داشته ام برسد به خودم که آنقدر در نداشتن غرق بوده ام که از داشته هایم هنوز لذت نبرده ام..
ورود به نظام سلطنت مطلقه
آرام آرام دخل اصل 76 قانون اساسی را هم می آورند..اول نهاد های زیر نظر رهبر را از محدوده تحقیق و تفحص خارج می کنند و سپس نهاد های زیر نظر رئیس جمهور..آنچه می ماند یک اصل افلیج و بی خاصیت که فقط گاهی وکلا از آن مثالی می زنند.
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با الحاق يك تبصره به ماده 198 آيين نامه داخلي مجلس مقرر كردند: تحقيق و تفحص از دستگاه هايي كه زير نظر مقام معظم رهبري هستند با اذن "معظم له" امكانپذير است.. نمایندگان مجلس حق چنین کاری را نداشتند..اینکه نظام نیمه انتخابی را مبدل به سلطنت مطلقه کنند و بدون پاسخ و توضیح از کنارش بگذرند..
هر چند آن تحقیق و تفحص های انگشت شماری را هم که تاکنون صورت گرفته ت حالا به جایی برنخورده اما قطع بازوی قانونی توسط نمایندگان هفتم لکه ننگی است که با هیچ حلالی پاک نمی شود..همگی به سلطنت مطلقه خوش آمدید..
The war is not what we watch on T.V
If I don't photograoh this, people like my mom will think war is what they see on T.V
By Kenneth Jarecke ..photojournalist
کاش می شد پت پستچی باشم
هنوز هم تماشای کارتون را دوست دارم.همیشه نوستالژیک شیرینی را در من ایجاد می کند.هنوز هم وقتی پای کارتونی می نشینم در فاصله میان واقعیت تا خیال گم می شوم..زمان را فراموش می کنم..از یادم می رود که بزرگ شده ام..حس کندن از پیچیدگی ها و چسبیدن به همان دغدغه های ساده کودکانه که در بزرگسالی همان هستند، تغییر ماهیت نداده اند، فقط شکل و اندازه آن تغییر کرده است،مرا به وجد می آورد..
به جرات می توانم بگویم که بخشی از شخصیت من بر اساس همان مفاهیم ساده شکل گرفت.. شاید همان بخش دوستداشتنی و قابل افتخار شخصیت من..
هنوز ماجراهای سند باد و علی بابا برایم جذاب است..ساده دلی پینوکیو ، اتحاد و دوستی یوگی و دوستانش در آن کشتی پرنده، سوزی ناز و معصوم که اندازه نیم بند انگشت مادرش بود..من عاشق این انیمیشن ساده بودم..
گاهی دلم می خواست من هم مثل سایمون با آن عینک گنده اش یک سرزمین نقاشی داشته باشم و همه چیز برایم به راحتی سر دادن یک گچ سفید روی دیوار بود..
معتقدم گونیلا بری گستروم سوئدی خالق الفی اتکینز یک نابغه در زمینه روانشناسی کودکان است..گوریل انگوری،رابین هود و تام و جری را دوست دارم..دلم همیشه برای گرگ ناقلا می سوخت و چقدر ازدست خرگوش بلا عصبانی بودم.به نظرم در این کارتون قوانین طبیعت به وجه ظالمانه ای به نفع ضعفا معکوس شده بود..
تلخی ماجراهای بل و سباستین،آنت و لوسین( بچه های آلپ)، دختری به نام نل و هنا دختری در مزرعه( شما بخوانید هانا) برای دنیای کودکی ما غم انگیز بود..هنوزم در عجبم چرا اغلب کاراکتر های آن زمان یا مادر مرده بودند یا مادرگمشده!! چقدر برای این هاچ زنبور عسل گریه کردم من..!! یا همین استرلینگ که مرگ مادرش چه داغی به دل کودکان ایرانی گذاشت..خوب شد که رامکال آن بچه راکن وسواسی را داشت..
صدای زنگ موبایل یکی از نزدیکانم آهنگ پت پستچی است..باید اعتراف کنم پستچی شدن و رساندن نامه های مردم با یک ماشین قرمز(گاهی هم دوچرخه ) از آرزوهای دست نیافتنی من است که با اختراع پست الکترونیکی هر لحظه به محال نزدیک می شود..
چه کسی می تواند مدرسه موشها را فراموش کند؟! این کارتون عروسکی تا به این لحظه در رده 10 کارتون برتر مورد علاقه من قرار دارد..دست مریزاد مرضیه خانم برومند..
بارباها، تنسی تاکسیدو، بلفی و لی لی بیت را چه کسی می تواند فراموش کند؟ پت و مت با آن کارهای احمقانه دوستداشتنی،واتو واتو عوض می شه،پسر شجاع و پدر پسر شجاع، دهکده حیوانات ، مسافر کوچولو و لولک و بولک را یادم نمی رود..
عروسک مو زردی دارم که مرا یاد سالی و جیک می اندازد..اسمش را گذاشتم سالی..
خپل در باغ گلها یادش بخیر که موجودات خپل و تنبل را برایم شیرین کرد..با دیدن ماجراهای کنا و سرنتی پی تی و خانواده دکتر ارنست آرزو می کردم که منم در یک جزیره با یک عالمه درخت قطور گم می شدم تا یک خانه درختی برای خودم بسازم..
معاون کلانتر که پشت اون ستاره حلبی ش قلبی از طلا داشت و مهربان ترین معاون کلانتر دنیا بود..
همه این کارتون های درس های کوچکی در خود مستتر داشت که با بزرگ شدنم از اهمیت آن کاسته نشد..
کارتون های جدید را هم دوست دارم..حتی خشن ترین و بی محتواترین آنها را..اما آنهایی را که در دوران کودکی دیدم فراموش نشدنی است..خنده ها، گریه ها، ترس ها و حیرتم از اتفاقات در گوشه های کم ترافیک ذهنم حک شده و دست نخورده باقی مانده است..آنها برایم واقعی و پر رمزو رازند حتی ساده ترین انیمیشن های آن زمان موثرترین آنها در ذهن و فکر من باقی مانده است..
اوباما؛ جنگ یا صلح

"من یک شرط را بردم و این برای من کافی است که برای پیروزی اوباما در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا خوشحال باشم."
بعد از دوسال مبارزه انتخاباتی میان کاندیداهای دموکرات و جمهوریخواه انتظار نمی رفت که یک سناتور آفریقایی تبار برای اولین بار در تاریخ دویست و خرده ای ساله ایالات متحده کاخ سفید را برای 4 سال اجاره کند.اما حالا که شده ایران در چه موقعیتی قرار می گیرد؟!
موضوع تحریم و حمله به ایران یکی از موارد مورد اختلاف دو کاندیدا در دوران مبارزات انتخابی بود که اوباما به دلیل انعطاف بیشتر و طرح نشستن پای میز مذاکره بیشتر مورد علاقه دولتمردان و البته مردم ایران قرار گرفت.حتما ممکن است انتخاب اوباما انگیزه بیشتری را در نامزدهای بالقوه ریاست جمهوری آینده ایران ایجاد کرده و آنها را برای ورود به عرصه انتخابات ترغیب کند چه اینکه اوباما لااقل در ظاهر از نرمش بیشتری در انتخاب پیش شرط های رفع تحریم علیه ایران برخوردار است.
اما موضوع تحریم اقتصادی علیه ایران، اوباما در هیچیک از سخنرانی های خود صراحتا ازتوقف و یا ادامه آن حرفی نزده است و همانند مک کین و البته سایر روسای پیشین کاخ سفید آن را به آینده و موضع ایران موکول کرده است.
به هر حال آنچه مسلم است که موضوع حمله به ایران فعلا روی میزکار اوباما نیست. اما بحث تحریم در این بازار کساد نفت و کاهش قیمت آن همچنان روی میز باز است و به نظر نمی رسد اوباما نیز قصد بستن آن را داشته باشد.لااقل در این یک مورد کاملا با مک کین و بوش هم نظر است.
نکته: در خصوص بحران اقتصادی آمریکا ، اگر اوباما یا اطرافیانش کمی باهوش باشند با راه انداختن یک جنگ تمام عیارو البته فروش تسلیحات امکان نجات از این بحران وجود دارد.تاریخ جنگ های آمریکا و یا جنگ هایی که این کشور به نحوی در آن دست داشته است بیانگر آن است که هرگاه این کشور در یک بحران کمر شکن فرو می رود یک جنگ همان حوالی آغاز می شود. حالا باید دید ریسک حمله به ایران چقدر است..