خطر در کابینه احمدی نژاد؛ ورود ممنوع
انگار با لبخند آمدن وزرا و با گریه رفتن آنها از کابینه احمدی نژاد تبدیل به یک روال جدید شده است..اگر وزیر نهم به سبک وزرای معزول قبلی نتوانست با یک لبخند تصنعی از ساختمان وزارت اقتصاد خارج شود دلیل نمی شود که وزرای قبل حرفهایی برای گفتن نداشتند..داوود دانش جعفری در جایگاه ضلع سوم مثلث اقتصادی دولت قربانی شد اما قبل از آنان ناگفته هایش را خارج از لفافه که امروز به ادبیات مرسوم سیاستمداران ایرانی تبدیل شده است ,گفت.
حتی رویه تسامح و تسامل او که آن را از هند به سوغات آورده بود دلیل برآن نشد که وزیر معزول نگوید:احمدی نژاد مسائل جنبی دست سوم را که اصولا اهمیت نداشتند را به مسائل دست اول کشور تبدیل کرد..
منظور او بی شک تغییر آغاز ساعت کار بانکها, تثبیت ساعت رسمی کشور, تبدیل بانکهای دولتی به بانک قرض الحسنه و...بود.
اما آنچه که احمدی نژاد را وادار کرد که علی رغم انتقاد های جدی همه جانبه سومین مهره اقتصاد کشور را به بیرون پرتاب کند این مسائل پیش پا افتاده نبود..بلکه شکاف دیدگاه اساسی بر سر اقتصاد آزاد و اقتصاد متمرکز دولتی که احمدی نژاد در رویای عدالت پروری از آن دفاع می کرد بود.
داوود دانش جعفری که فعالیت خود را از جهاد سازندگی آغاز کرده بود و به دلیل سابقه دوستی با محمود احمدی نژاد در جامعه اسلامی مهندسان و جمعیت ایثار گران سکاندار کشتی اقتصادی دولت احمدی نژاد شده بود حتی اگر از سوی وی عزل هم نمی شد به دلیل این شکاف جدی عملا در سمت خود منفعل باقی می ماند.
او تلاش های زیاد را در مجمع تشخیص مصلحت نظام برای بازنگری در اصل 44 قانون اساسی در جهت آزاد سازی و خصوصی سازی و با حمایت محسن رضایی دبیر وقت مجمع بکار بسته بود و پس از آن هم در مجلس هفتم به عنوان رییس کمیسیون اقتصادی همت خود را برای تصویب این ابلاغیه معطوف کرده بود اما در نهایت با رییس جمهور رویا پردازی مواجه شد که علاقه زیادی به اقتصاد دولتی, کاهش نرخ سود بانکی ,رشد نقدینگی, سفرهای استانی و بانک های قرض الحستنه داشت و این برای یک رییس جمهور یعنی خار درچشم..
داوود دانش جعفری بعد از قرائت آن رنجنامه در مراسم تودیع سکوت سه ساله خود راشکست: اگر مي خواهيم در اقتصاد موفق باشيم بايد با قاعده اين علم آشنا باشيم..
و در نهایت یه نفر دیگر به حلقه منتقدان آشکار اقتصادی دولت احمدی نژاد اضافه شد.صفدر حسینی وزیر اقتصاد دولت خاتمی به لحنی دلسوزانه و با رگه هایی از سرزنش به دانش جعفری گفت : ورود به کابینه دولت نهم از اول هم اشتباه بود.
تازیانه های نفرت بر پشت فعالان جنبش زنان
بعد از این همه فشار روانی و محدودیت برای فعالیت آزادیخواهانه زنان انتظار صدور چنین حکمی برای یکی از جسورترین آنها می رفت..نسرین افضلی روزنامه نگار و فعال حقوق زنان به شش ماه حبس و ده ضربه شلاق، محکوم شد.
فکر اینکه یک زن جوان تنها به گناه مساوات خواهی ده ضربه شلاق بخورد لکه ننگی بر پیشانی دستگاه های امنیتی و قضایی و اطلاعاتی ایران است.این تازیانه ها هم جز به یکپارچگی و مصمم تر کردن جنبش های آزادیخواهانه زنان نمی انجامد..دلم می خواهد بدانم کدام قاضی بی شرمی مفتخر به صدور این حکم شده است.
این روزها هم می گذرد.. به شجاعت و جسارت نسرین و صبر نیما تبریک می گویم..همیشه پایدار باشید..
**این عکس رو در مراسم شب منشور از نسرین گرفتم..