سال جنبش زنان
دلم مي خواست يك وقايع نگاري مختصر براي سال 85 بنويسم اما فرصت نشد. ظاهرا همکاران خبره به نثر طنز و غير طنز قبول زحمت كرده اند. رويداد هاي امسال از قبل رويكرد احمدي نژادي به قدري مضحك بود كه در نظرم به هيچ كس به اندازه ابراهيم نبوي براي نگارش طنز هاي جانانه اش خوراك نداد.امسال هم با آزادي شادي صدر و محبوبه عباس قلي زاده ماجراي تهديد زنان ختم به خير شد اما بدون شك فشار هاي انتظامي و اطلاعاتي بر روي فعالان حقوق زنان بيش از پيش خواهد شد.
وقتي سايت هاي موضوعي را با تحليل كارشناسان مربوطه مرور مي كنم هيچ چشم انداز روشني براي سال آينده نمي بينم حتي از منظر خوش بين ترين آنها. شايد براي سال آينده بايد منتظر يك اتفاق بد باشيم .انگار اين را همه مي دانيم اما بروي خودمان نياوريم. البته نبايد اميد را از دست داد.
به نظرم امسال به گونه اي سال جنبش زنان بود چون تا قبل از آن فعالان زن تا به اين حد مورد تاخت و تاز مسوولان قضايي قرار نگرفتند. هر چند اين جنبش نوپا در ميان گروههاي سياسي با شاكله اي مردانه ، به سكوت بر گزار شد كه به شدت جاي گله دارد زنان حتي براي اصلاح طلبان نيز در دايره تبليغات انتخاباتي قرار مي گيرد و فراتر از آن بهايي ندارد.
هر سال ما ايرانيان با ياد دكتر مصدق تمام مي شود. امسال اما اين رنگ به لطف گرته برداري مريدان احمدي نژاد كه حق انرژي هسته اي را با ملي شدن نفت مقايسه مي كردند ،لعاب خورد.لطف الله ميثمي مقاله ي خوبي در مورد نقاط افتراق اين دو رويداد نوشته است.
منتظر نسيمي هستم تا خبر از طوفان بدهد.بايد صبر كرد و ديد.
سال نو مبارك
اين وادي غريب
اين هم از عمود خيمه گاه اتمي ايران. همان روس هاي نمك خور و نمكدان شكن كه حالا بعد از دبه كردن سر نيروگاه اتمي بوشهر تا زه يادشان آمده كه ايران اتمي تهديدي براي منافع ملي روسيه است.
ظاهرا شهرام جزايري بازرگان فراري دستگير شده است. گر چه معاونت عمليات نيروي انتظامي هنوز خبر دستگيري وي را تاييد نكرده اما قاضي سعيد مرتضوي دادستان و رييس دادگاه انقلاب رسما آن را اعلام كرده است.در اين وادي عجيب نيست نيروي انتظامي كه مسوول جلب مجرمان است بعد از دستگاه اطلاعاتي موازي از اتفاقات جاري در دستگاه امنيتي و انتظامي مطلع شود.
قدم اول؛ دانستن

ديروز داشتم با نسرين كه خاك بسياري از زندانها و دادگاههاي پايتخت در جريان مبارزات حقوق زنان بر لباسش نشسته صحبت مي كردم كه به كارگاه حقوق شهروندي كه شادي صدر اواخر آذر ماه برگزار كرده بود اشاره كرد.شادي صدر در ابتدا با تاكيد به شرايطي كه اجراي قانون توسط مجريان آن كمترين محلي از اعراب ندارد و اين حقوق براي دانستن است نه اجرا شدن، از آنها خواست تا ترس هاي احتمالي خود درمواجهه با بازپرس و بازجو را روي كاغذ بنويسند و بعد به صورت موردي به حقوق يك مجرم در ابتداي روند بازداشت تا بازجويي ، زندان و دادگاه پرداخت.
حالا شادي در زندان است و بدون شك حقوق خود را بخوبي مي داند. شانس او در مواجهه با مجرياني كه بلدند كه قانون را بي هيچ خجالتي دور بزنند بسيار زياد است. اگر تمام شهرونداني كه دغدغه ي تغيير وضع رقت انگيز موجود در زمينه هاي سياسي، حقوق بشر، اقتصادي و فرهنگي دارند قائل به دانستن اين حقوق باشند آسيب پذيري آنها درجريان فعاليت هاي آرام و منطقي بسيار كمتر خواهد بود. آگاهي و انتظارات شهروندان نسبت به وضع خود هر روز بالاتر مي رود بنابراين فشار و هجمه ي حكومت براي ساكت كردن اين اعتراضات بيشتر از پيش خواهد شد. برگزاري چنين كارگاه هايي مي تواند از ميزان فشار رواني كم كند. چون علت اصلي شكست هر جنبش آرامي بدون شك ناآگاهي است.
خبر:بیانیه جمعی کثیری از فعالان جنبش زنان و فعالان اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
"شادی صدر و محبوبه عباسقلی زاده را آزاد کنید"
*****
روسيه اين همسايه عزيز كشور گشاي ما بد جوري به جمهوري اسلامي ركب زد.اين كشور كاري كرد كه ايران حالا حالا ها نتواند بمب اتمي بسازد انصافا كاري كه آمريكا صد سال هم نمي توانست انجام دهد. آخر سر هم با يك ميليارد و خرده اي ضرري كه روي دست ما گذاشت به دوستان آمريكايي اش پيوست تا دكترين احمدي نژاد مبني بر منزوي كردن ايالات متحده بيش از پيش مضحك شود.
حالا ايران به جز سوريه ي باج بگير متحد ديگري ندارد آنقدر كه براي نگهداشتنش نفت مجاني سرازير مخازنش كند تا بشار اسد آن را به قيمت بازاربفروشد و به ريش من و شما بخندد يا اينكه به انگيزه ي مبارزه با اسرائيل سوري ها را تا بن دندان مسلح كند تا آنها با اعتماد به نفس بيشتري بنشينند سرميز مذاكره با اسرائيل. فقط كمي صبر كنيد ببينيد كه سوريه چطور بعد از اينكه آمريكا سر كيسه را شل كرد به آغوش اسرائيل شيرجه مي رود.
مهمان يانكي ها
احمدي نژاد زودتر از آني كه من فكرش را مي كردم جا زد. او كه تا همين ماه قبل در حياط خلوت امريكا به بوش يك دهن كجي جانانه كرد حالا مي رود كه در خانه ي يانكي ها رحم و شفقت از آنها گدايي كند. مردي كه تا همين لحظه همواره نظم جهاني را به سخره گرفته چطور حاضر شده تا در شورايي امنيتي حاضر شود كه مدام مشروعيت آن را زير سوال برده است آيا چيزي جز ترس؟ او آدم را ياد مجرمي مي اندازد كه نا اميدانه وكلايش را عزل كرده و خود در محضر دادگاه از خود دفاع مي كند.چه اينكه هيچ مجرمي تا كنون خود را تبرئه نكرده است. فقط كمي صبر لازم است تا ببينيم كه پرزيدنت انقلابي ما در سايه تحريمات مصوبه گروه 1+5 چطور به دست و پاي استكبار جهاني مي افتد. اگر احمدي نژاد شانس بياورد و آمريكا به ايران حمله كند شايد بتواند بر تمامي خرابي هايي كه در اين دوسال به بار آورده سرپوش بگذارد.
اين ناسيوناليست هاي بي فكر ايراني هم گاهي از خروس بي محل تر قوقولي قوقول مي كنند. الان وقت امضاء جمع كردن براي منكوب كردن يك تهيه كننده و كارگردان است؟ ميل باكس من پر شده از دعوتنامه براي محكوم كردن فيلم 300 كه پاك كردنش حوصله مي خواهد كه من ندارم. حالا كه دنيا به دنبال علائم بيماري ستيزه جويي در ما ايرانيان است ما سر يك فيلم تاريخي تخيلي گوش فلك را كر كرده ايم وفرياد "واي واي هويت ما" سر مي دهيم . اصلا از كي تاحالا ايرانيان خشايارشاه دوست شدند كه به خاطرش مي خواهند چشم هاليوود را در بياورند. خوب اگر راست مي گويند فيلم هاي هاليوودي را تحريم كنند.نمي گويم بنشينيم نگاه كنيم تا چطوره تاريخمان را مفتضح مي كنند اما گاهي سكوت از هر فريادي رساتر است. چرا نمي گذاريم جهانيان خود قضاوت كنند.
ديشب داشتم مصاحبه ي منوچهر محمدي را در تلوزيون صداي آمريكا نگاه مي كردم. از خزعبلاتش خنده ام گرفت كه به اعتبار 7 سال و دوماه زندان بودنش در ايران چطور سعي دارد به يك محور اپوزوسيوني درخارج از كشور تبديل شود. به حماقت براداران اطلاعاتي تاسف خوردم كه چطور از يك مبارز بي نام و نشان يك قهرمان بين المللي مي سازند.شايد هم از ذكاوتشان باشد.
"همبستگي براي آزادي ، برابري، عدالت جنسيتي"
فعالان جنبش زنان سالهاست كه با چشم انداز همبستگي زنان ايران و جهان و طرح مطالبات مدني ، خواهان برگزاري روز جهاني زن بوده اند . متاسفانه به رغم تلاش هاي مستمر گروههاي مختلف زنان در مسير احقاق حقوق انساني و شهروندي ، همواره با محدوديت ها و موانع بي شماري روبرو بوده ايم.
امسال نيز بر آن شديم تا با طرح مطالبات زنان، در تجمعي مسالمت آميز( طبق ماده 27 قانون اساسي) در مقابل نهادي كه به باور ما بايد برآمده از آراي ملت باشد، با تاكيد بر خواسته هاي دمكراتيك و برحق خود روز جهاني زن را گرامي بداريم .
اينك اعلام مي كنيم كه به علت برخورد خشونت آميز نيروهاي انتظامي با فعالان جنبش زنان در 13 اسفند كه منجر به بازداشت 33 نفر از آنان - از جمله گروه هماهنگ كننده- شد و با ادامه بازداشت سه نفر از فعالان جنبش زنان در زندان اوين، كه دو تن از ايشان عضو گروه هماهنگ كننده هستند، و همچنين به علت آزادي تعدادي از گروه هماهنگ كننده مراسم در اولين ساعات روز 17 اسفند، امكان مديريت و سازماندهي مراسم روز جهاني زن از گروه هماهنگ كننده سلب شده است .
در همين راستا با تبريك مجدد روز جهاني زن كه امسال به نام "همبستگي براي آزادي ، برابري ، عدالت جنسيتي" نام گذاري شده است ، دست كليه حمايت كنندگان را مي فشاريم و تقاضا داريم به منظور جلوگيري از بروز هرگونه خشونت و يا سو استفاده ، با اخلاق مدني و صلح جويانه، گروه هماهنگ كننده را در مقابل مجلس، ياري كنيد .
گروه هماهنگ كننده : شهلا انتصاري ، فاطمه گوارايي ،مرضيه مرتاضي لنگرودي ، رضوان مقدم
فرار بزرگ و یا....
اولين متهم پرونده مفاسد اقتصادي فرار كرد. شهرام جزايري عرب كه سال 80 به جرم فعاليت اقتصادي نامشروع ، پرداخت رشوه به تعدادي از نمايندگان مجلس اعم از راست و چپ و اختلاس محاكمه شد ،توانست از دست ماموراني كه تحت الحفظ او را به مجتمع قضايي مي بردند فرار كند. البته رسما هيچ نماينده و يا مقام دولتي كه از وي رشوه دريافت كرده بود محاكمه نشد اما خوب طبل رسوايي بسياري از آنها به صدا درآمد. يادم مي آيد كه آنزمان از طرف روزنامه همبستگي در 3 محاكمه اول جزايري در دادگاه حضور داشتم. شنيدن بسياري از اعترافات وي در دادگاه كه بعضا از طرف سردبير محافظه كار همبستگي سانسور مي شد ،خيلي برايم شوك آور بود. آن موقع اولين بار بود كه فهميدم فساد و رشوه تا به كجاي اركان نظام جمهوري اسلامي ريشه دوانده است. هنوزم گزارشات خودم از آن دادگاه را نگه داشته ام.
به هر حال اولين پرونده پر سرو صداي مفاسد اقتصادي (البته بعد از دادگاه كرباسچي) هم به در بسته خورد.
پي نوشت: آگاهان مي گويند فراريش داده اند!!!!حالا نمی دانم چه تیتری برای این پست بگذارم فرار بزرگ یا فراری بزرگ!!!!