تبليغاتX
كنج

دفاع پوشالي از آزادي مطبوعات

پاي ماهواره داشتم به فراز هايي از سخنان جناب شمس الواعظين كه در باره ي نقض حقوق بشر در ايران و نقض آزادي مطبوعات توسط ايادي راست و اصولگرايان افاضه مي كردند گوش مي دادم كه با چه جرات و جسارتي درباره ي وضعيت روزنامه نگاران و زندانيان مطبوعاتي صحبت مي كرد.نا خودآگاه ياد يكي از دوستان روزنامه نگارم در روزنامه ي توقيف شده ي شرق افتادم. اين دوست من بعد از توقيف شرق به همراه تعداد زيادي از همكارانش به تحريريه ي روزنامه اعتماد دعوت مي شوند.در آنجا كادر قديمي تر در نهايت معرفت رسم مهمان نوازي را بجا آورده و هر آنچه كه همكاران مطبوعاتي راست نكرده بودند را برسر روزنامه نگاران به اصطلاح هم جناحي خود نازل مي كنند. دوست من توسط آقاي خدا بخش مدير امور مالي چندين روزنامه ي توقيف شده ي اصلاح طلب كه از قبل سركوب مطبوعات براي خودش دمي كلفت كرده است ، مورد تهديد براي ادامه كار قرار مي گيرد .اين دوست در نهايت براي دادخواهي قدم به محضر مبارك شمس الواعظين به عنوان رييس انجمن دفاع از آزادي مطبوعات مي گذارد. اما جناب رييس به جاي حمايت از اين روزنامه نگار بدون حامي اورا به مماشات و ادامه ي همكاري با فرد مذكور تشويق مي كند چون اين آدم غول مالي مطبوعات مكتوب است و نمي شود با او در افتاد. با وجودي كه در اصل كلام با بسياري از حرف هاي استاد موافق بودم اما در دل به اين همه بزدلي خنده ام گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 11:17  توسط سعيده امين  | 

مصائب فشن ايراني

به مانكن گفتم حاضري با يكي از اين لباسها كه پوشيدي از خانه بيرون بروي؟ گفت:نه!!!

براي تهيه ي گزارش رفتم دومين جشنواره زنان سرزمين من. بيشتر از اين انتظار نمي رفت. به قول گيس طلا كاش دختران مانكن كمي ماهواره نگاه كنند تا مدل راه رفتن يا به اصطلاح دفيله فشن هاي جرج آرماني و ولنتينو را ياد بگيرند. خوب بهتر ازدوره ي قبل بود اما ايرادات اساسي داشت. نورپردازي نامناسب ، ناهماهنگي و ناواردي مانكن ها و از همه بدتر مدل لباس هاي ارائه شده كه بيشتر برازنده ي بانوان 40 سال به بالا بود.

بعضي از لباس ها واقعا قشنگ بود كه البته كاشف به عمل آمد كه كه شو لباس اين دوره را يك مزون دار متنفذ كه اتفاقا دوستي نزديكي با بانو غم فروش مدير جشنواره داشت را قرق كرده و سر نخ كار از دست طراح هاي جوان لباس در آورده است.

اينها را وقتي فهميدم كه با فروزان شاه كوپا كارگردان فشن به back stage رفتم. تمام دختران كشيده و باريك اندام در ميان دهها لباس مشغول تعويض لباس بودند.ديزاينرهاي جوان در تعويض لباس و بستن شال و روسري براي دفيله بعدي به آنها كمك مي كردند.گپ و گفتگو تا تمام شدن شو به درازا كشيد و دستمايه اي شد براي گزارش همشهري.

بعضي از لباس ها خيلي سالمندي بود.بعضي هم خيلي جيغ وگلي منگولي بود.بعضي از لباسها به تن مانكن ها گريه مي كرد.تعدادي را هم بدون كفش پاشنه 10 سانتي نمي توان پوشيد. از بعضي لباس ها خوشم آمد با طراحشون طرح دوستي ريختم .

خانم هاي ژيگول خارجي اغلب ازهمسران سفرا هم آمده بودند.سر گرم كننده بود. شايد با فشن هاي شيك خارجي با آن مانكن هاي خوشگل ونور هاي رقصان قابل مقايسه نباشد اما اين همه مماشات وتسامح از دولت رايحه خوش خيلي غنيمت است.مثل يه مو كندن از خرس!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 21:37  توسط سعيده امين  | 

مرور

يك دوست خوب امشب به من كمك كرد كه يكبار ديگه كنج رو مرور كنم. چقدر از گذشته ام فاصله گرفتم.از اون حال و هوايي كه به خاطرش اينجا رو راه انداختم و از کنارش كلي دوست خوب پيدا كردم.سعي مي كنم دوباره شروع كنم....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 23:14  توسط سعيده امين  |