يك استناد تو خالي
كجاي قران حكم به سنگسار است؟یکی از مهم ترین پرسش هایی که برای هر مسلمانی در مواجهه با موضوعی چون سنگسار پیش می آید ، این است که کتاب آسمانی نسبت به این موضوع چه موضعی دارد ؟ این نکته را در کنش های اجتماعی و فمنیستی در کشور هایی مثل ایران نمی توان نادیده گرفت و نادیده گرفتن آن به رنج بیهوده می انجامد . البته این نکته گفتنی است که در مواجهه با کتاب آسمانی ، دیدگاه های متفاوتی وجود دارد و برخی از نواندیشان و روشنفکران دینی در بحث های کلامی به تامل در برخی موضوع ها پرداخته و راه هایی برای حل پاره ای از مسائل پیشنهاد داده اند . بحث تفسیر قرآن نیز بحثی دراز دامن در میان مفسران و عالمان دینی است و راه حل برخی از مسائل را می توان از این زاویه نیز جست و جو کرد ، اما موضوع سنگسار به کلی متفاوت است . ادامه ي مطلب...
چهارشنبه هفتم سپتامبر، در دریا
اینجا بین دو دنیاست. تمام روز بادی مدام میوزَد ــ آفتابِ روشن، بعد کمی باران، سپس خاکستری، بعد باز آفتاب. احساس غریبی از جدا افتادگی از همهی زندگی. موجهای در هم شکسته، نزدیک کشتی، ظریفترین توربافتها را میسازند. هی حرف آمریکا و انگلستان و ویلز و اسکاتلند به گوشم میخورد. آمریکائیها مثل خُلها حرف میزنند. من از غرور پُرم. شروع میکنم برای خودم خواندن. من درک خودم را از آمریکا به خودم اعلان میکنم.
معدنها، جنگلها، رودخانهها، مزارع ذرت، مزارع گندم، کارخانهها، شهرها، شهرکها، کوهها.
با صدای بلند خواندم. برای خودم آواز خواندم. سعی کردم آوازی از زندگی خودم در درون خودم بخوانم مثل آواز بلند دریا.
بگذار کس دیگری از مرگ بگوید،
زندگی حادثهی بزرگ است، نه مرگ.
شروود اندرسون
امنيت ملي كشور
ج: نه من اين اتهام را قبول ندارم.كشوري كه امنيتش با پخش يك تراكت به خطر بيافتد همان بهتر كه نباشد.
بازجو به محض اينكه اين جواب را روي برگه ي بازجويي ديد با عصبانيت فرياد كشيد: مثل اينكه هنوز نفهميديد كه كجا هستيد. شوخي كه نيست اينجا پليس امنيت كشور است.
سه ساعت تمام بازجويي شديم. بازرسي و بعد تهديد و ارعاب: بايد بگويي مربوط به كدام باند و دسته هستيد؟!!! با كدام حزب و گروه در ارتباط هستيد؟اصلا چرا مي خواهيد برويد استاديوم؟
هر سوالي را چندين بار در فواصل مختلف تكرار مي كردند تا به اصطلاح خودشان به تناقض گويي بیفتیم. شانس آوردم در بازرسي از كيفم ،كارت خبرنگاري مرا نديد چيزي كه از اول هم به دنبالش بود. در اواخر بازجويي نزدیک بود من و نسرین را روانه ی بازداشگاه زنان کنند. اما دليلي براي نگهداشتن ما پيدا نكردند. البته خدا نیما را حفظ کند. چون مثل قرقی سرو کله اش پیدا شد.
هنوز نفهمیدم چطور ما امنیت ملی کشورمان را به خطر انداختیم.
تکلیف غرامات ما از جنگ عراق چیست؟
اعتراف مي كنم كه ما ملت فراموشكاري هستيم. البته شايد اينطوري اعصابمان راحت ترباشد. 8 سال جنگ مي كنيم، هزاران هزار كشته و مجروح مي دهيم، دهها هزار معلول روي دستمان مي ماند، اما اراده ي طلب غرامت را نداريم. ساكت مي نشينيم تا دولت در سايه رفاقت با دولت شيعه ي عراق از كيسه ي خليفه بگذرد.
وقتي هم كه حكم اعدام صدام را مي شنويم برايش غصه مي خوريم. راديو تلوزيونمان هم چند مخالفت ضعيف با حكم دادگاه را توي بوق و كرنا مي كند تا يك دهان كجي به دولت بوش كرده باشد (حالا بگذريم كه رضايت مندي بوش از حكم اعدام صدام از ترس افشاگري هاي صدام است).
اعراب اصولا مردم باهوشي هستند و خوب از پس هم بر مي آيند. كويت به خاطر جنگ خليج فارس 50 درصد از غرامتش را در دوران حكومت صدام گرفت.الان هم در تدارك بازپس گيري بخش دوم غرامت است. تمام كوچه و خيابانمان نام شهيد است.اما يادمان نمي آورد كه دولت عراق به ما بدهكار است.
بدتر اينكه منابه مالي در اختيارشان مي گذاريم، ازسياستمردان فراريشان نگهداري مي كنيم، برايشان چريك تربيت مي كنيم، اما كمترين سهم را تقسيم غنائم جنگي طلب مي كنيم.
دولت هم به روي مبارك خود هم نمي آورد كه مكلف است كه از طرف خانواده ي قربانيان طلب غرامت كند. يك نفر از خانواده ي قربانيان هم وجود نمي كند كه به دادگاه بين المللي براي دريافت غرامت شكايت كتد.
صدام چه بميرد چه بماند، عراق چه تجزيه شود و چه يكپارچه بماند و دولت عراق چه شيعه باشد چه سني، اين دولت به ما بدهكار است. اگر دولت در سايه ي مناسبات غيرعقلايي سياسي براي دريافت غرامت سكوت مي كند ،سزاوار است خانواده ي قربانيان خودشان اقدام كنند. چه در آن صورت هيچ حرجي بر دولت عراق نيست.
شورای اول دروازه ورود احمدی نژاد!!
تجربه ي اولين دوره ي شوراي شهر را هرگز فراموش نمي كنم. هميشه در گوشه ي ذهنم جا دارد.امروز صبح وقتي عطريانفر را مقابل درب آسانسور روزنامه ديدم ياد آسانسور مخفي شوراي شهر افتادم.آن آسانسور مخصوص اعضاء بود و تا طبقه ي نهم ، جايي كه شهردار در آن مستقر بود بالا مي رفت.البته بعضي از اعضاي شورا هم مثل ابراهيم اصغر زاده گاها از آسانسور عمومي تردد مي كردند.خوب نمايش عوام پسندانه ي ساده اي براي ياركشي شهروندان از همه جا بي خبر بود.
انتخاب ملك مدني به عنوان شهردار و طرح جنجالي توقف فروش تراكم كه به افزايش 70 درصدي قيمت مسكن در تهران انجاميد جرقه ي اختلافات داخلي اعضا را به آتشي زبانه دار بدل كرد كه در نهايت شوراي اول را كه دستاورد بزرگ خاتمي ناميده مي شد در خود سوزاند.ملك مدني معتقد بود كه بايد هزينه ي زندگي در پايتخت را بالا برد كه موجب رشد منفي مهاجرت شود.
تشكيل گروه سه نفره ي اصغر زاده ، لطفي و حكيمي پور به عنوان سردمداران مخالفت با طرح هاي تجمل گرايانه ي ملك مدني ، شوراي شهر را وارد برادر كشي ياران اصلاح طلب خاتمي كرد. عطريانفر ، عليزاده و دروديان در سنگر مقابل از شهردار حمايت مي كردند و اصغر زاده را به جنجال گري و زمينه سازي براي دور آينده ي انتخابات بعدي شورا متهم مي كردند كه البته پر بيراه هم نبود.
دعوا هاي كشدار جناح چپ و راست شورا ، تعليق جلسات كه يا به ابتكار اصغر زاده بود يا به مدد زيرآبي رفتن هاي عطريانفرشوراي شهر تهران را براي چند ماه به تعطيلي كشاند. خاطرم هست روزنامه هاي دست راستي بشكن مي زدند و شكست عن قريب دستاورد اول اصلاح طلبان را مثل چماق توي سر خاتمي مي زدند.
حجاريان اولين جانباز دولت اصلاحات كه دوره ي نقاحت را در ساختمان مركزي حزب مشاركت سپري مي كرد وارد معركه شد تا ماجرا را با مثال من بميرم تو بميري همسنگر قديمي ديوار سفارت، ختم به خير كند اما ظاهرا اصغر زاده به هيچ صراطي مستقيم نبود و دو پايش را در يك كفش گذاشت كه: ملك مدني برود كه هيچ ، بلكه بايد به خاطر شهر فروشي و بالا بردن كاذب قيمت ها محاكمه و مجازات شود.
نتيجه ي گروه تحقيق و تفحص مجلس با همكاري نمايندگان فراكسيون همبستگي ، ملك مدني را له و نابود كرد. حجاريان عقب نشست تا ملك مدني بركنار شود اما عهد كرد تا الي الابد اصغر زاده را در دايره ي دوستان خود راه ندهد. عطريانفر طبق توافق غير علني اعضا كنار رفت و جاي خود را به دوزدوزاني رييس سابق شورا كه به قهر يكسال تمام از حضور در جلسات خودداري مي كرد ، داد.
فعاليت شوراي اول زودتر از موعد مقرر پايان يافت يا به عبارت ساده تر شورا منحل شد. سرپرستي شهرداري تهران موقتا به وزارت كشور سپرده شد. چند ماه بعد انتخابات دور دوم شورا برگزار شد . طعم شيرين پيروزي اصغر زاده در اوت ملك مدني و عطريانفر تبديل به زهر شكست در انتخابات دور دوم شد. اصغر زاده براي 4 سال بعد غيبش زد و جز چند مصاحبه ي كوتاه در انظارظاهر نشد.
آباد گران دسته گل اصلاح طلبان را دست گرفتند تا آنرا براي ورود احمدي نژاد به ساختمان شهرداري در هوا تكان دهند. اين اولين عقب نشيني اصلاح طلبان در واگذاري نهاد هاي دموكراتيك به اصولگرايان بود. بعد مجلس و بعد رياست جمهوري.. بسياري معتقدند كه اختلافات دروني اصلاح طلبان در شوراي شهر بروز كرد و همين شورا دروازه ي ورود احمدي نژاد به ساختمان رياست جمهوري و باقي قضايا شد.
در خبرها خواندم كه در آستانه ي انتخابات سوم سر و كله ي اصغر زاده پيدا شد. صلاحيتش از طرف منابع چهار گانه تاييد شد.مي توانم حدس بزنم كه با حضور بيادي و اصغر زاده در شوراي دوم چه بر سر نهاد شورا ها خواهد آمد. البته بايد ديد...
کدخدای ده که مرغابی بود...
حكم جلب هاشمي رفسنجاني ، علي فلاحيان ، علي اکبر ولايتي و محسن رضايي توسط قاضي آرژانتيني پرونده ي آميا صادر شد.
فكرش را بكنيد در صورت تنفيذ اين حكم توسط اينترپل ، اگر رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام پايش را از اين مملكت بيرون بگذارد به سرعت دستگير شده تحويل دادگاه فدرال آرژانتين مي شود. البته باز هم بستگي به نظر دولت هاي عضو اينترپل دارد كه تن به اين راي بدهند يا خير. چون تا آنجایی که خاطرم هست سال قبل حکم جلب این ۱۲نفر توسط ۹۰ عضو مجمع پلیس بین المللی اینترپل رد شد.
قاضي قبلي اين پرونده كه راي به برائت 12 متهم ايراني داده بود با اتهام رشوه بركنار شد و به جاي وي قاضي كورال به رياست دادگاه انتخاب شد. كورال تمامي ادله مبتني بر بي گناهي ايرانيان رو مجعول دانست و راي جديدي صادر كرد.
انفجار ساختمان آميا که بر اثر بمبگذاری در خودروی وانتی که در مقابل اين ساختمان قرار داده شده بود، رخ داد بزرگترين کشتار يهوديان پس از جنگ جهانی دوم به صورت يکجا به شمار می رود و دو سال پيش از وقوع آن نيز بمبگذاری در سفارت اسرائيل در اين کشور بيست وهشت کشته برجای گذاشته بود.
آرژانتين دارای بزرگترين اقليت يهودی در آمريکای لاتين است و گفته می شود در تاريخ آرژانتين رسيدگی به هيچ پرونده قضايی به اندازه پرونده انفجار آميا به طول نينجاميده است، تا آنجا که تاکنون بيش از يکهزار و دويست نفر برای ادای شهادت در مورد اين پرونده به دادگاه احضار شده اند. ادامه
امضا کنید. در خواست لغو قانون مجازات سنگسار
و باد هایی که از زنگبار می وزند....
دارم روی یه مطلب نظامی کار می کنم.فعلا سرم شلوغه
کنکور خبرگان
کنکور سراسری خبرگان برگزارشد.یک منبع آگاه در هیات مرکزی نظارت برانتخابات گفت: الحمدلله رب العالمین، مرحله ی اول کنکور سراسری خبرگان رهبری بدون هیچ در گیری ، مچ گیری و تقلب به صورت کتبی در حوزه های امتحانی تهران و قم برگزار شد. اكثر كساني كه می خواستیم باشند، در اين آزمون شركت كردند.
وي درباره كيفيت برگزاري آزمون علمي داوطلبان انتخابات خبرگان گفت: تلاش كرديم كه تمام ضوابط آزمون كتبي رعايت شود كه با همكاري داوطلبان محترم اين امر به نحو احسن انجام شد. ما از آن ها خواستیم که برای رفع هر گونه شائبه تقلب در امتحان با خودکار آبی جواب های ۴ گزینه ای را علامت بزنند. و باز برای بستن دهان اکبر گنجی و کلیه ی دموکراسی خواهان مقیم مرکز، تعداد مراقبین جلسات را به دوبرابر نفرات شرکت کننده در آزمون افزایش دادیم که به شدت مورد استقبال برخی از علمای عزیز قرار گرفت.
وی خاطر نشان کرد: اگر چه ما هم می دانیم ، شما هم می دانید و خودشان هم می دانند که شاگرد اولی ها چه کسانی هستند اما برای دهان کجی به یاوه گویانی چون ابراهیم نبوی و احمد بهار لو اسامی پذیرفته شدگان مرحله ی اول آزمون ۱۰ روز دیگر در پیک سنجش منتشره از سوی نگهبان به اطلاع ملت غیور ایران رسانده خواهیم رساند. همچنین برای زدن یک کف گرگی به سینه ی کاندولیزا رایس بی حیا ، مرحله ی دوم آزمون نیز به صورت شفاهی در همان مقر شورای نگهبان برگزار می شود.
ضمنا وسایل پذیرایی صبحانه ، نیم چاشت، ناهار ، عصرانه و شام برای شرکت کنندگان محترم نیز حاضر است.
وبلاگ لیلی را بخوانید تا برخی از ابهامات مزمن برایتان رفع شود....