مصیبت نفت
همه چيز براي بالا رفتن يك اعتماد به نفس كاذب براي مسوولين جمهوري اسلامي جور است . ديروز در اجلاس اوپك در قطر كاهش توليد نفت به مقدار يك ميليون و 200 هزار بشكه نفت در روز مورد توافق اعضا قرار گرفت. اين يعني افزايش دوباره ي قيمت نفت خام كه زماني به ميزان بي سابقه ي 78 دلار براي هربشكه در دنيا رسيده بود.همان منبع بي كراني كه از قبل آن زراد خانه ي تسليحاتي ايران در اثر فقدان سياست داني حضرات پرتر و پيشرفته تر مي شود.
سياست واحدي كه در اين سالها به ندرت در ميان اعضاي پراكنده ي اوپك ديده شده بود حالا به يك اراده ي جمعي براي گرفتن نبض بازار بين المللي تبديل شده كه اتفاقا در سايه ي آن موازنه ي قدرت را در دنيا به سمت ايران تغيير مي دهد ختي اگر موقت باشد.مي گويم موقت چون اروپا و آمريكا مار گزيده هستند و براي اين روزهايشان برنامه ريزي كرده اند.
در دانشگاه كه درس نفت را با دكتر تائب می گذراندم . يكي از بحث انگيز ترين سر فصل هاي كلاس بحران نفتي سال 1974بود كه طي آن اعضاي توليد كننده ي نفت به يكباره توليدات خود را به ميزان 30 درصد كاهش داده و صدور نفت به ايالات متحده ي آمريكا ، ژاپن و اعضاي جامعه ي اقتصادي اروپا تحريم كردند.بنابرين پايه ي قيمت نفت خام از ۱۲۵/۲ دلار به ۱۵۶/۱۱ دلار افزايش پيدا كرد . غرب به سركردگي آمريكا اولا براي مقابله با اين بحران ذخاير استراتژيك و غير استراتژيك خود را براي موقعيت هاي مشابه افزايش دادند، دوما توجه خود را به ساير منابع انرژي غير از نفت معطوف كردند، سوما در ازاي قدرت مالي كه كشورهاي توليد كننده نفت در اثر افزايش قيمت و كاهش توليد نفت پيدا كرده بودند تسليحات نظامي را با قيمت بالاتر به آنها فروختندو هر كدام را به بيروزي در مسابقه زرادخانه اي تشويق كنند.
آمريكا هر گز اجازه نداد كه اين قدرت تسليحاتي از حد معيني تجاوز كند (همانطوركه نمونه ي آن را در مورد عراق ديديم) اما هميشه براي خرج كردن دلارهاي نفتي برنامه اي داشت.
حالا اعضاي اوپك در پي تكرار سالهاي 3-1972 هستند. افزايش نقدينگي لااقل براي ايران چيزي جز جيب پر پول براي خريد اسلحه از روسيه و چين نخواهد داشت. ساده تر بگويم كه وجود ذخاير عظيم انرژي در ايران نه تنها مردم را ثروتمند نكرده است بلكه فقر انديشه را در كنا ر فقر مادي موجب شده است . پول اين نفت هم در جايي غير از براي مردم هزينه مي شود....حالا ببينيم.
روزگار سیاه
به همين سادگي روزگار را به گند كشاندند. خيلي هم دور از انتظار نبود.محمد قوچاني به يك هدف متحرك تبديل شده هر جا كه با شد ، ديگران هم از تير رس تماميت طلبي حضرات در امان نخواهند بود. روزگار ديروز براي هميشه تعطيل شد. قوچاني كه حاضر نبود تعداد صفحات سياسي را به يك صفحه ي خبر بي خاصيت تقليل دهد تحت فشار دوستان ارشادي استعفا كرد. مهدي چه تلخ روز آخر را توصيف كرده است....
اینم از روزگار روزنامه نگار ایرانی
پرت از مرحله
نمي دانم كه چرا وقتي يك مسوول بلند پايه ي ايراني يه سفر ماركوپلويي به دور اروپا و آمريكا مي رود نشريات و رسانه هاي خارجي بي اطلاع ترين خبرنگار خود رابراي مصاحبه با اين آدمهاي مهم مي فرستند.
روزنامه آلماني فرانكفورتر آلگماينه ،در حالي كريستيانه هوفمن را براي گفتگو با خاتمي اعزام كرد كه اين خبرنگار كمترين اشاره اي به موضوع نقض حقوق بشر در ايران، حبس 4 ماهه ي سيد علي اكبر موسوي خوئيني ، بند 209 زندان اوين ، نقض حقوق زنان و وووو... نكرد. حالا از جنجال هسته اي ايران كه صرف نظر كنيم و بگوييم جريان كاملا حكومتي ست و به رييس جمهور بازنشسته ربطي ندارد (گرچه رييس جمهور هم كه بود چندان خود را داخل ماجرا نمي كرد) گفتگوي چالشي تري در خصوص موضوعات اشاره شده در دوران رياست جمهوري خاتمي و بعد از آن مي توانست صورت بگيرد كه عذرخواهي كردن يا نكردن پاپ از مسلمانان در كنار آنها چندان محلي از اعراب نداشت.
خاتمی با چنان قدرت و تعصبی از اسلام دفاع می کرد که گويا بند های زندان اوين را به روی اسلام بسته اند و...خودتان بخوانيد...