سرزمین گوجه های سبز
يكي از كتاب هاي دوست داشتني من در كتابخانه ام "سرزمين گوجه هاي سبز" هرتا مولر است. همان كه جايزه ي ادبي آلمان( نشان والتر-هانس كلور) را به ارزش 20 هزار يورو از آن خود كرد. مولر در اين كتاب با نگارش سيال و لغزنده اش به زيباترين شكل نفوذ ديكتاتوري كمونيسم را به خلوت ترين گوشه ي ذهن مردم اروپاي شرقي به تصوير كشيد. اين كتاب تاثير زيادي در من گذاشت. آن را به كسي قرض نخواهم داد.
هرتا مولر در سال 1953 ميلادي در كشور روماني متولد شد و در رشته ي زبان ژرمن تحصيل كرد. بعد به آلمان رفت و به عنوان مترجم و معلم مشغول به كار شد.سرزمين گوجه هاي سبز واگويه هاي او از ديكتاتوري سياه استالينيسم است.
تا يادم نرفته بگويم كه نشان ادبي والتر- هانس كلور به احترام نام نويسنده ي بزرگ آخن آلمان(1940-1890) است كه هر دو سال يكبار به نويسندگاني كه زبان مادري غير آلماني دارند اعطا مي شود.
در آمریکا جواب های ، هوی نیست!
از زمستان سال 75 تا تابستان سال 85، 10 سال وقت لازم بود تا فاصله تهران تا شيكاگو اين امكان را فراهم آورد تا يكبار ديگر فرصت مجالستي دوستانه با سيدمحمد خاتمي فراهم شود.
زمستان 75 در موقعيتي با خاتمي امكان ملاقات حاصل شد كه وي هنوز رئيسجمهور نبود اما در اوج تبليغات انتخابات رياستجمهوري فعال بود و اينك در تابستان 85 نيز زماني با خاتمي توفيق مجالست فراهم شد كه باز هم رئيسجمهور نيست اما تجربه 8 سال رياستجمهوري را به همراه داشت.
علي نصيريان در اثر ارزشمند <شير سنگي> در تمثيل يار و همرزم سابق خود در آن فيلم (عزتا... انتظامي) بياني اثرگذار را در تاريخ سينماي ايران از خود به جاي گذاشت آنجا كه در بدرقه همسنگر سابق خود، شمايل سوار بر اسب و تفنگ به دستش در چشمانداز افق را آنگونه با لهجه شيرين لري توصيف نمود كه:
اسب همو اسبه
تفنگ همو تفنگه
اما سوار، او سوار نيه
خاتمي شيكاگو نيز، هرچند تفنگ نداشت كه از ابتدا جز قلم و بياني مطنطن و انديشهاي روشن، سلاح ديگري نداشت. هرچند ديگر سوار بر مركب قدرت نيز نبود اما خاتمي سال 75 نيز نبود. ادامه...
نوشته ی فوق را اگر از آخر بخوانید جالب تر است
دن كاميلو ، بهترين نمايشي كه ديدم!

- من يك مسيحي هستم، اما غسل تعميد نشده ام ...
تمامي هفت بازيگري كه قرار بود يك ساعت و نيم تمام، تماشاگران حاضر در سالن را بخندانند، يكباره در برابر اين عبارت كودكانه مي گويند: آخي!! .
-من يك مسيحي هستم، اما غسل تعميد نشده ام، چون درست زماني كه گاو دوشيزه روبينيا دوقلو زاييد، به دنيا آمدم...
باز هم يك صداي كودكانه كه مثلا از كالسكه وسط صحنه نمايش دن كاميلو بلند مي شود. با قطع صدا، همه آن هفت نفر مي روند پي كارشان.
برداشتي آزاد از دنياي دن كاميلو
اين گزارشي از يك نمايش است كه در دل خود ترغيب، تشويق، توصيف و حتي نقد را جاي داده است. برداشت آزاد از كتاب دنياي كوچك دن كاميلو؛ نمايشنامه اي كه اگر آن را بخوانيد يا اجراي آن را ببينيد، اعتراف مي كنيد كه كورش نريماني از معدود كساني است كه از پس نوشتن آن برمي آمده.
دنياي كوچك دن كاميلو نوشته جيوواني گوارسكي ايتاليايي است كه در دهه 60 توسط جمشيد ارجمند ترجمه و منتشر شده است. دن كاميلو در اين كتاب كشيشي لجوج، مادي گرا، خوش قلب، باهوش و دهاتي است در روستايي بسيار كوچك و بي نام و نشان كه مثلا وجود خارجي ندارد. در مقابل او په پونه شهردار قرار دارد كه مردي چاق و پول پرست، ساده لوح و جوانمرد و البته دوست داشتني است كه به عنوان عضو كوچك حزب كمونيست، سنگ خلق زحمتكش را به سينه مي زند. ادامه...