
همزمان با هفته ی زن دو نمایشگاه پوشش اسلامی با عنوان زنان سرزمین من و ریحانه برگزار شد. در هر دو نمایشگاه مدلهای تلفیقی از پوشش جدید ملی بانوان ایرانی ارائه شد. دخترانی بلند قامت این لباسه رو می پوشیدندو به سبک شو های غربی روی سن راه می رفتند.
ویژگی مشترک این لباسها بلند بودن اونها مدل عبایی بود. چیزی که اخیرا بعضی از دختران ایرانی تحمل اونو ندارن. یعنی بعد از تجربه ی مختصر آزادی در پوشش ،تن دادن به این نوع مدلها کمی سخت به نظر می رسه. در حال حاضر خانومها به دنبال لباسهای سبک وزن ، کم حجم و البته زیباو رنگارنگ هستند.
بنابراین تصور نمی کنم مدل های پیشنهادی چندان مورد استقبال قرار بگیره مگر به اجبار..!
انتظار بيست و چهار ساله

هر اتفاقي ممكنه بيافته. خانم مجتهد زاده همسر ديپلمات ربوده شده در لبنان آمادگي هر خبري رو داره.يا شهادت ويا آزادي از اسارت.
به من كه براي مصاحبه پيشش رفته بودم خيلي خودموني گفت: البته الان يه كمي سخته كه خبر شهادتشو بشنوم بعد از 24 سال انتظار . اگه روزاي اسارت يعني سال 61 كشته باشنش دلم نمي سوزه اما اگه امسال يا سال قبل ...! ( براي اولين بار طي 2 ساعت گفتگو كه مدام از خنده ريسه مي رفت سرشو پايين انداخت و ...)
همين 2 روز قبل به عنوان زن نمونه از دست رييس جمهور لوح تقدير گرفت. اما نمي دونم چقدر براش مهمه.
حالا راعد پسر 26 ساله ش كه موقع اسارت پدرش فقط يك سال ونيمش بود افتاده دنبال كار.
خانم مجتهد زاده همسر سيد محسن موسوي كه سال 1982 در جنوب لبنان توسط نيروهاي سمير جعجع به اسارت گرفته شد حالا مدير يه هنرستان تو انتهاي خيابان جيحونه. ايشون بلافاصله بعد از عمليات آزاد سازي اسراي ايراني فعاليتشو براي آزادي شوهر و اون سه ديپلمات ايراني ديگه شروع كرد. با خاوير پرز دكويار رييس وقت سازمان ملل ملاقات كرد اما كاري از پيش نبرد....
حالا روز زن و جنگ لبنان و اسرائيل بهانه ي خوبي شد كه بهش سري بزنيم..
گزارش رو براي همشهري آماده كردم .چاپ كه شد لينك ميدم.بد نيست بخونيد. دستتون مياد كه بعضي از زن ها از مرد ها مردترند!
توجه!
قابل توجه دوستان و رفقای اینترنتی: تا اطلاع ثانوی بعضی از پست های من رنگ و بوی جنگ داره...
نق و نوق ممنوع..!
بازم جنگ ...!
امروز خوش دارم کمی سیاسی با گرایش خاورمیانه بنویسم.البته تحلیل نمی کنم چون مفسر سیاسی در این زمینه تا دلتون بخواد داریم.
در جنوب لبنان درگیری بین نیروهای اسرائیلی و حزب الله شدیدتر شده. حیفا زیر آتش رفته ، در ایران قراره فردا ساعت ۱۰ در میدان فلسطین تجمع برگزار بشه.این تظاهرات با همت انجمن های مستقل دانشجویی برگزار میشه.نکته اینجاست که نیروهای اسرائیلی ادعا کردند که حدود ۱۵۰ پارتیزان ایرانی تو عملیات های ضد اسرائیلی به ارتش حزب الله کمک می کنند. وزیر خارجه ی ایران این ادعا رو رد کرد اما امروز ۳۱۳ دانشجو در نامه ای به سید حسن نصرلله ( رهبر حزب الله) آمادگی خودشونو برای حضور در جبهه جنوب لبنان اعلام کردند.این بنوعی یعنی ورود غیر رسمی ایران در جنگی که پایانش قابل پیش بینی نیست.
پی نوشت: با وجود اینکه از جنگ نفرت دارم اما نمی دونم چرا قلبا از اینکه اسرائیل آبکش بشه ذوق می کنم از اینکه رییس جمهور دو کشور ایتالیا و فرانسه برای حل بحران از دولت ایران در خواست کمک کنند حال می کنم ( حتی اگه دولت احمدی نژاد باشه) دله دیگه چکارش میشه کرد ...
|
شكسپير:عصاره همه مهرباني ها را گرفتند و از آن مادر ساختند چاپلين:مادر با شكوه ترين زني است كه ديده ام ماركز:كاش مي شد به جايش بميرم سعیده: تنها موجود قابل ستایش روی زمین ولادت بانوي بزرگ اسلام و روز مادر گرامي باد
|
در حال حاظر دلم نمی خواد اینجا رو تبدیل به یه وبلاگ مرجع کنم که این کارو به نوعی توی جریده ای که در اون کار می کنم انجام میدم. اما نمی تونم از گفتن بعضی چیزا صرف نظر کنم.
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران باشگاه وبلاگ نویسان رو راه اندازی کرده و قراره شنبه ی آینده اون رو افتتاح کنه.یکی از ویژگی های اساسی وبلاگ نویسی ماهیت غیر دولتی اونه که تا حدودی اون رو از گزند خود سانسوری مصون کرده. وقتی که ما وبلاگ نویسا بعد از این همه سال حتی یه کلوب ویژه ( حتی به صورت مجازی) راه اندازی نکردیم تا فعالیت سایبری رو به شکل حرفهای تر دنبال کنیم ،عجیب نیست که یه سازمان دولتی در ظاهر ماجرا پیش قدم میشه که با تاسیس یه باشگاه وبلاگ نویس ها رو جمع کنه و با ارائه ی خدمات پیش پا افتاده اونها رو استثمار بکنه. من معتقدم که نباید وبلاگ نویسی دولتی بشه چون بر سر سایبر همان آید که بر مصبوعات آمد...
(دستگیری صدام حسین توسط سربازان آمریکایی پس از آنکه از مخفیگاه خود بیرون کشیده می شود؛ عکاس: ناشناس)