توی تاکسی نشسته بودم.دود سیگار جناب راننده می خورد توی صورتم. جرات نمی کردم تذکر بدم چون یا باید پیاده می شدم یا سکه ی روی یخ!
مسافر کنار راننده با ته لهجه ی ترکی از هر دری صحبت می کرد:( جناب شنیدم گراره بنزین جرون بشه یعنی دو نیرخی . بابا روشون نشد بجن قوپونی).
مسافر حرف می زد راننده هم سر تکون می داد
( داداش از پس فردا باید جم کنوم بریم داهات ! زندجی تو این خراب شده مصیبت شده. از صب کار می کنو آخرشم بهت می جن سوکس چ چ ! )
راننده :( داداش شنیدم تو تبریز تظاهرات شده مردم ریختن شیشه مغازه ها رو شکوندن)؟
مسافر:( آره بابا خوب حق دارن دیجه! اون مرتیچه رو باید اعدام کنن. تهرانم نه باید بیارنش تربیز اعدامش کنن. غلط کرده فش داده عکس چشیده ..خوبه ما ام بجیم پارس دیلی ایت دیلی؟( زبان فارسی زبان سگه)
این دقیقا دیالوگی بود که وقتی میومدم روزنامه توی تاکسی شنیدم....
مخلص عزیزان آذری زبان خودم ترکم ها....
انتشار کاریکاتور مصاحبه ی یه آدم با یه سوسک هم روزنامه ی ایران رو به توقیف کشاند و هم مانا نیستانی و مهران قاسم فر رو. سوسکی که به زبان لاتین با خطاب به یه آدمی که با زبان سوسکی صحبت می کرد گفته نمه نه؟ (چی گفتی).
البته اگه خوب به کاریکاتور دقت کنید متوجه می شید که نویسنده و کاریکاتوریست قصد هیچ گونه اهانتی رو به اقوام ترک نداشتند.همکار عزیز ما فقط قصد داشت که ماجرای مذاکره با آمریکا و نامه ی احمدی نژاد به بوش رو در شرایطی که دو کشور زبان همدیگه رو نمی فهمند نقد کنه. این سومین باریه که ایران توقیف می شه اما چون یه روزنامه ی دولتیه چند روز بیشتر طول نمی کشه فقط همکارای خوبمون تو ایران فرصت می کنن چند روز برن مرخصی
خبر کاملتر در ایلنا و بازهم ایلنا
سال گذشته به خاطر نامه ای از خاتمی که صحت آن هرگز تایید نشد در اهواز مختصر کشت و کشتاری براه افتاد.شایع شده بود که در نامه ی خاتمی بحث اخراج اعراب از خوزستان و جایگزینی توسط بختیاری ها مورد بررسی قرار گیرد. به هر حال موضوع فیصله پیدا کرد . دیروز در تبریز هم مشابه همین درگیری سر کاریکاتور اتفاق افتاد که اگر من جای پور محمدی وزیر کشور بودم به جای دامن زدن به دعوا و تشویق آذری ها به واکنش ، ماجرا رو با درایت بیشتری فیصله می دادم...